تبليغاتX
خوشه -
 
خوشه
 
 
یاد داشتهایی از یک شهروند کابل
 

اين" جنازه "هنوز فتواي سياسي صادر مي کند

 

 

 

شيخ آصف محسني چهره اشناي  تاريخ معاصر افغانستان است  . زندگي   سياسي او از پيشنمازي واداره امامباره قندهار تا رهبري حزب سياسي نظامي حرکت اسلامي  و تاعضويت وسخنگويي شوراي قيادي دولت مجاهدين و نقش او در حوادث ريزودرشت دهه شصت و هفتاد هجري شمسي و بعد از آن در اثار شماري از  نويسندگان وذهن وضمير اکثر مردم  ثبت شده است .  با ان هم فتواي پارلماني او به نفع جانشين سياسي اش سيد محمد علي جاويد  واد ار کرد تا بار ديگر کارنامه تيره وي را  گذرا مرور کنم .

            واخر دهه پنجاه   عده اي از روحانيون و تحصيلکرده ها حرکت اسلامي رادرا يران تاسيس کردند و از شيخ اصف محسني که در ان زمان در کشور سوريه به سر مي برد دعوت شد تا رهبري ان را به عهده گيرد.  با قرار گرفتن محسني در راس اين جريان تازه تشکيل  ، نوعي تقسيم وظايف غير رسمي  در حرکت اسلامي نمودار گرديد ؛ شيعيان  عمدتا سادات وقزلباش و قندهاري  با موقعيت هاي بالاي تشکيلاتي  اداره دفاتر سازماني  ونمايندگي هاي حرکت اسلامي در داخل وخارج  را قبضه کردند و هزاره ها در کارهاي ساده اداري به خدمت گرفته شدند يا براي سربازي به   پايگاه هاي نظامي سوق گرديدند.   اين سيستم ناعادلانه تشکيلاتي ، و آن عملکردها ،اظهارات و گفته هاي  محسني که از سر نفرت نسبت به هزاره ها در مجالس ومحافل خصوصي ابراز مي شد ، تعدادي از پيروان را به ماهيت جناب رهبر اگاه ساخته، دلسرد نمود  .جمعي  نه تنها از حرکت اسلامي بريدند که به شد ت عليه ان موضع گرفتند ؛ شماري  از اين جماعت به فتواي  ايت الله  از شرعه  شرطه الخميس جام مرگ نوشيدند  و عده اي از ترس شرطه شيخ خاموش نشستند و لب از اعتراض انتقاد وحتي شکوه  فرو بستند.  به رغم  اين همه ،شيادي ورياکاري بي مانند محسني و استعداد شگرف او در ظاهر سازي  وعوام فريبي تا اواسط دهه شصت توانسته بود خلق عظيمي از هزاره ها را به دنبال خود  بکشاند .

 درهزاره جات و کابل مردم متدين ومذهبي اي که محسني را ازوراي تبليغات گزاف  حزبي اش  مي شناختند ، شيفته وشيداي اوماندند  ،  سرمايه داران هزاره از امارات وکويت و  کابل ومزار پول وامکانات  شان را جهت حمايت از جبهات جهاد براي او مي فرستادند و در هزار جات وشمال مردم باکمک مالي و انساني رقم ونمبر پايگاه هاي حرکت اسلامي را بالا مي بردند و بسيار  جوانان هزاره با صداقت وايثار تمام در عمليات هاي جنگي ضد روسي به نام حرکت اسلامي شرکت مي کردند وشماري با فداکاري ودليري تحت عنوان چريک هاي شهري حرکت اسلامي به شکار افسران ومقامات دولتي و روسي وگاهي شخصيت ها ي اجتماعي و متنفذ هزاره  مي پرداختند و... همه اين فداکاري ها وايثار و از خودگذشتگي ها موقعيت سياسي وشهرت وافتخار براي اقاي محسني و جماعت عافيت طلب پيرامون اش کمايي مي کرد وبر ثروت ومکنت اش مي افزود ورقم شماره حساب اورا دربانکهاي سويس وکويت وسوريه وپاکستان بالا مي برد. حتي رسوايي جنسي  شيخ شياد شهوت ران چندان از نفوذ وي نمي کاست . 

 اگاهان جامعه هزاره که از تاثير زيانبار   اين پديده مضره بر جامعه  خود اگاه بودند، باور داشتند که  زد وبندهاي اين بند باز سياسي با سازمان هاي اطلاعاتي ايران وپاکستان، جايگاه حوزوي وروابط خاصه   اين ايت الله هفت خط بابرخي مراجع مذهبي ،  ذخيره پولي او در بانکهاي خارجي ، تباني او با احزاب متعصب  اتحاد هفتگانه مقيم پشاور جهت تضعيف جريان هاي سياسي هزاره  و يکدستي حلقه زيرک وهمسود شبکه سادات شيعه  در تشکيلات حزبي حرکت زمينه ايفاي نقش تخريبي در جامعه هزاره را براي وي تضمين مي نمايد .

روشنفکران هزاره تمام اميد شان را به اگاهي مردم شان بسته بودند، ان ها ارزوي روزي را در سر مي پروراندند که پيروان ساده ومريدان صادق محسني  از ماهيت اين  شيخ شياد شيطان صفت  باخبر شوند وشيطنت ها وشگرد هاي اورا بشناسند وازدام فتنه وفريب او رهايي يابند . چون دران شرايط هر گونه افشاگري بر عليه او به منزله تبليغات از سر تعصب گروهي تلقي مي گرديدو مي توانست شرار شعله هاي نفاقي را با لا برد که هيزمش خود مردم بود . ومسلما محسني در حرمسراي قم ، کاخ  اسلام اباد يا عشرتکده دوبي خود  اسوده غنوده وبه ريش مردم مي خنديد .   

گذشت زمان و بروز تحولات بزرگ سياسي   هرکدام نقش خوبي در معرفي وافشاي ماهيت  محسني داشت  ، وقتي با اعلان کابينه  راولپندي وسپس تشکيل   دولت موقت روند  انحصار دوباره قدرت سياسي اينده افغانستان اشکار شد ، هزارها مصمم شدندتا  توان سياسي و نظامي خودرا براي دفاع از حقوق سياسي خود متمرکز کنتد . تشکيل حزب وحد ت اسلامي وانحلال گروههاي متعدد با استقبال فوق العاده مردم هزاره همراه بود ، در ان شرايط ضرورت  انحلال حزب حرکت چون ديگر احزاب منحله   به سود وحدت همگاني و رهايي از نفاق و جنگهاي داخلي ، احساس مي شد اما اين شيخ عشرت طلب   نه تنها تسليم منافع مردم نشد که به پيشاور رفته، وعده کمک گرفت تا ازدرون،  حزب نوپاي وحدت اسلامي را متلاشي کند. فعاليت هاي سياسي نظامي  باند محسني  درجلوگيري ازاقتدار حزب وحدت اسلامي تا مرز ترور افرادي چون صادقي نيلي پيش رفت . فرار از وحدتي که  براي تحققش،  شعار اداي هزار رکعت نماز در خانه کعبه  را سرداده بود ، عده زياد از مجاهدين حرکت اسلامي ومردم را  با چهره واقعي او اشنا ساخت .

در استانه سقوط دولت نجيب در مذاکرات پيشاور براي  تشکيل دولت مجاهدين که دوباره هزاره ها از ساختار سياسي محذوف ماندند  محسني در مصاحبه خود حق حزبي اش را تامين شده اعلان کرد و بعد از تسلط مجاهدين بر کابل ،    سيد محمد علي جاويد  در برابر واگذاري وزارت امنيت ملي به حزب وحدت که در سايه مذاکره با صبغت الله مجددي رييس دولت وقت مجاهدين به دست امده بود مخالفت  نمود وکوشش هاي  محسني در شوراي قيادي براي انحلال اين  وزارت ثمر داد و سبب شد که  روابط دولت وحزب وحدت بحراني باقي بماند.

هنگامي که اتحاد سياف با حمايت و پشتيباني شوراي نظار جنگ را بر غرب کابل تحميل کرد، محسني همچنان د رکنارهمپيمانانش ماند وبه تاييد وتقويت انان  پرداخت . همانقدر که مقام  وقيمتش  نزد قاتلان مردم هزاره بالا ميرفت، از موقعيت و نفوذش بين هزاره ها کاسته ميشد .  سرپيچي  سنگرداران حرکت اسلامي از دستور شيخ اصف که  مبني بر بي طرفي در برابر تجاوز  نظامي واتشباري اتحاد سياف بود،بيش از پيش  معرفت مجاهدين حرکت اسلامي را به ماهيت وي نشان ميداد ، انها نمي توانستند کشتار مردم  و سوزاندن خانه هاي شان را با سکوت نظاره کنند. که درنتيجه  فاصله  جدايي اجتناب ناپذير  ميان هزاره ها و شيخ اصف محسني بيشترگرديد  . واز همانجا بود که نويسندگان هم به افشاي ماهيت شيخ اصف پرداختند،   ديگر مصلحتي  نمانده بود که مانع  افشاگري نويسندگان گردد . افسرده خاطر در کتاب " نبرد هزاره ها در کابل "   ارزش کشف نقاب ريا ونيرنگ از چهره شيخ اصف براي هزاره ها  را مهمتر از کشف ميکرب براي جامعه بشري خواند و انتشار مقالاتي چون " محسني انگل خون براي خيانت "   حقايق زيادي را برملا کرد.

گمان مي رفت با اگاهي مردم ،  براي هميشه سايه   اين جغد شوم از بام سياست  محو گردد ، که  اين خوشبيني در نوشته اي تحت عنوان " محسني را دفن کنيد ورنه مي پوسد " انعکاس يافته است. 

در زمان   تسلط نظامي طالبان وديگر ملاهاي قندهار بر کابل و بخشي از  کشور ، شيخ اصف  با مواضع چند پهلو و روابط مرموز با همشهري يک چشمش ، با احمقانه خواند ن جنگ ومقاومت بر ضد  طالبان  به درس ومدرسه روي اورد و در انتظار  سلطه طالبان  بر کل کشور وبه آرزوي حضور در ارگ کابل  وکسب توفيق ثناخواني ومداحي اميرالمومنين سپري کرد.

پس از طالبان  وپيش امد شرايط متفاوت  ،   محسني اميد داشت ساختار قدرت که بين مجاهدين و تکنوکرات هاو سلطنت طلبان تقسيم خواهد شد سهمي داشته باشد . چون او هم با باباي فرسوده ملت  اشنايي وروابط ديرين داشت وهم يار غار رباني و سياف بود .  با دعاو ثناي که در مراسم تحويل قدرت ولوي جرگه اضطراري  انجام داد وبا مدحي که از کرزي به عمل اورد کوشيد تا دل جماعت تازه وارد را هم به دست اورد ، ولي گويا ديگر چرخ بر مراد شيخ نمي چرخيد . 

در تصويب قانون اساسي بسيار کوشيد با الگوگيري از شوراي نگهبان قانون اساسي در ايران براي خود و همکاسه هايش مسندي توليد کند، اما اين ترفند هم قبول نيفتاد.  محسني دوباره تمام هم خود را متوجه ايجاد پايگاه اجتماعي در بين هزاره ها ساخت، اما اين بار سازمان سياسي نظامي  حرکت اسلامي را در قالب شوراي علما پي ريخت . بعد از تصويب قانون اساسي جديد در شصت مسجد  کابل ملا امامان را فريب  داد تا جار بزندکه  رسميت مذهب جعفري نتيجه تلاشهاي او بوده است وبا اين گونه تحرکات ،  فعاليت هاي مذهبي اش را بيشتر کردتا  هم روپوشي بر گذشته سياه سياسي اش بکشد و هم براحتي بتواند مليون ها دلار از مجتهدين قم ونجف به بهانه ايجاد حوزه علميه بدست  اورد  . 

گرچه  به بهانه کهولت سن وفعاليت هاي ديني وفرهنگي از رهبري حرکت اسلامي استعفا داد  از فعاليت هاي سياسي ظاهرا کنار کشيد و برخي از روشنفکران هزاره آ ن را " مرگ سياسي شيخ اصف " عنوان کردند ، اما تصوير بالا نشان مي دهد که اين " جنازه هنوز هم فتواي سياسي مبني بر حمايت از خاينيني چون سيد جاويد وسيدعالمي بلخي در انتخابات پارلماني صادر مي  کند"  .

 


 

عکس بالا تصویر فتوای محسنی در پاسخ به استفتای یکی از مریدان وی است  متن استفتا و فتوای شیخ چنین است:

سوال:

محضر مبارک فقیه عالیقدر ودانشمند بزرگ  حضرت ایت الله محمد اصف محسنی ( دامت برکاته )

صحت وسلامتی آن جناب را از درگاه ایزد متعال خواستاریم .

به عرض جناب عالی رسانده می شود که تعداد زیادی خود را برای مجلس ولسی جرگه در ولایت بلخ کاندید کرده اند که کثرت فوق العاده کاندیدا ها باعث تشویش وسردرگمی ما شده است لذا از جناب عالی که یک عالم بزرگ وخیرخواه ملت هستید سوال می کنیم که ما به کدام یک از  کاندیداها رای بدهیم .

جواب :

بسم الله الرحمن الرحیم

اینجانب اقای سید محمد علی جاوید( دامت توفیقاته ) را می شناسم ایشان شخص دانشمند و کاردان ولایق وبا تدبیر ودارای سوابق وظایف مهم دولتی می باشند ومناسب است که مردم متدین ولایت بلخ به ایشان رای بدهند و توفیق ایشان را درولسی جرگه برای خدمت به کشور وملت مسلمان خصوصا درخدمت به مسلمانان محترم  بلخ از خداوند متعال خواهانم .

9/5/84

 محمد آصف محسنی

 محسنی فتوای مشابهی د رحمایت از سید حسین عالمی بلخی که خودرا ازکابل برای ولسی جرگه کاندید کرده است، صادر نموده  .

 

 |+| نوشته شده در  یکشنبه 30 مرداد1384ساعت   توسط میرخوش  | 
 
  بالا