|
خوشه
|
||
|
یاد داشتهایی از یک شهروند کابل |
تاریخ افغانستان مشحون از حکومت های استبدادی وخودکامه است واین کشور سیاه ترین و مستبد ترین و جنایت کار ترین حاکمان را در چنته تجربیات تاریخی خود دارد . وقتی واپسین وموفق ترین فصل مبارزات عدالتخواهی با استقرار سیاه ترین استبداد تاریخی در کشور رو به پایان تصور می شد ، پروسه ای که با حمایت جامعه جهانی بر مبنای" توافق نامه بن" اغاز گردید ، امید به اغاز فصل جدیدی در تاریخ افغانستان را زنده کرد. فصلی که به عمر تاریخی حکومت های توتالیتر نقطه پایان گذاشته شده و مردم د ر اداره سیاسی کشور و تعیین مقدرات وسرنوشت شان سهم داشته باشند. اقوام محروم کشور که رنج حکومت های جابرانه را تا سرحد قتل عام وازدست دادن سرزمین و ویرانی خانه های شان تجربه کرده است بیشتر از این پروسه خشنود بودند.
بر اساس این موافقت نامه انتخابات پارلمانی بعد از پایان دوره انتقالی همزمان با انتخاب رییس جمهور کشور در نظر گرفته شده است- بگذریم از اینکه دلایل تاخیر انتخابات پارلمانی موجه و بهانه های انجام این کار معقول بود یانه؟- انتخابات ریاست جمهوری به کیفیتی که میدانید انجام شد . تجربه انتخابات ریاست جمهوری وروند حرکت به سوی باز تولید استبدا د وانحصار قدرت که ناشی از نهادینگی فرهنگ ریشه دار استبدادی در کشور ماست نیروها وسازمان های معطوف به جریان عدالتخواهی را نسبت به انتخابات پارلمانی حساس تر کرد . جامعه هزاره که در این کشور بیش از دیگران قربانی استبداد بوده و بیش از یک صد سال مبارزه مستمر برای استقرار عدالت به حیث کانون جریان عدالت خواهی عمل کرده و بهترین فرزندانش در این را ه نصیب سیاه چاله ها ی زندان ، چوبه دار یا جوخه اعدام شده است، طبیعی است که بیش از دیگر عدالتخواهان نسبت به باز گشت استبداد حساس ونگران باشد.
در شرایطی که مراجع اصلی تصمیم گیری ، منابع وامکانات نامحدود دولتی و مدیریت اجرایی انتخابات تحت اراده واختیار کسانی است که با میل مفرط برای باز گرداندن حکومت تک قومی و به حاشیه راندن اکثریت پراکنده اقوام دیگر ،در این سه سال واندی گذشته کوشیده ومی کوشد . سازکارهای کار امدی چون سهمیه بندی ولایات بر مبنای امار غیر دقیق ، سهمیه غیر عادلانه برای کوچیها ، دوسیه سازی و راه اندازی جنگ روانی و ایراد اتهام های بی اساس مبنی بر در اختیار داشتن نیروی نظامی وسلاح به کسانی که حتی یک روز هم نظامی گری نکرده است و دیگر ترفند های رنگارنگ به کار گرفته شد تا از حضور موثر نمایندگان اقوام محروم در پارلمان اینده جلوگیری شود. با همه این شرایط احزاب سیاسی و روشنفکران اقوام محروم کشور همت شان را برا ین قرار دادند که بتواند ترکیبی را در پارلمان اینده کشور ایجاد کند که از دموکراسی موعود د رپناه حمایت جامعه جهانی در برابر استبداد تاریخی حفاظت و حد اقل حقوق سیاسی اجتماعی شان را در اینده تامین کند .
یکی از عواملی که می تواند مانع راه یابی نمایندگان اقوام محروم کشور به پارلمان وشوراهای ولایتی گردد تعدد وزیاد بودن شمار نامزدها است . در این مورد جامعه هزاره بیشتر از دیگر اقوام آسیب پذیر تر است ، چون تقسیمات اداری ظالمانه گذشته دقیقا به همین هدف انجام شده و هر بخشی از پیکره سرزمین ومردم هزارجات را پارچه پارچه ساخته است . به جزولایت بامیان و ولایت جدید التاسیس دایکندی دیگر ولسوالی های هزاره نشین به گونه ای به ولایات دیگر پیوند خورده است که اگر ارای آنان تمرکز نیابد و به خاطر کثرت نامزدها شکسته شود، برندگی نمایندگان در رقابت انتخاباتی را دشوار ودر مواردی غیرممکن ساخته است . پیش بینی وضعیت دشوار رقابت با توجه به کثرت کاندیدا ، سرزبان خاص وعام افتاد وهمه نگرانی شان را از وضع موجود ابراز می کردند. فشار افکار عمومی بیشتر متوجه رهبران احزاب منتسب به هزاره ها بود ، مردم امید وار بودند تا رهبران احزاب که بیشتر کاندیداها وابسته یا اعضای احزاب هستند به خاطر تا مین منافع مردم از شمار نامزدهای خود بکاهند تا از این حد اقل امکان باقی ماند ه استفاده مطلوب به عمل اید و تعدادی بیشتری از نمایندگان شانس راه یابی به پارلمان داشته باشد.
در اوج این نگرانی ها در جلسه ای که به دعوت استاد خلیلی در دفتر شان برگزار شد ، اکثر رجال سیاسی ، روشنفکران ، روحانیون سرشناس وجمعی از متنفذین قومی شرکت کرده بودند . شاید ملاحظات سیاسی رهبر حزب وحدت راواداشته بود که نشست را عنوان مهمانی دوستانه حزبی بگذارد ، اما سخنرانی های که انجام شد همه حول محور انتخابات پارلمانی خصوصا نگرانی ازتعداد زیاد کاندیدا ها بوده است. این جلسات د رقالب مهمانی در منزل استاد محقق ، داکتر سمر ، سید مصطفی کاظمی و سید حسین انوری وسید محمد علی جاوید نیز برگزار شد . و ازدل ان کمسیونی برا مد که ریاست ان را حاجی سلیمان یاری به عهده داشت وعده ای دیگر از جمله اقای سید رحمت الله مرتضوی دران کمسیون بودند.
جلسات کمسیون بی وقفه برگزار می گردید و ظاهرا به هدف خود نزدیک می شد . مبنای کار کمسیون صلاحیت وشایستگی سیاسی واهلیت وتوان علمی کاندیدا ها و میزان نفوذ انان در بین مردم و امکان پیروزی انان د ررقابت انتخاباتی قرار گرفته بود . جهت رعایت توازن و رعایت حقوق نسبی همه میان کاندیدان مستقل وحزبی سهمیه بندی در نظر گرفته شد ه بود،هرحزب حد اکثر سه کاندید .
در خلال جریان کار کمسیون تقریبا هیچ نامزدی با فلسفه تشکیل کمسیون و ونتیجه فیصله ان مخالفت نکرد ، اگر کسی یا حزبی هم در دل رضایت نداشت به خاطر افکارعامه وملاحظه خواست عمومی به فیصله نهایی کمسیون گردن نهاد ه بود. شرکت نمایندگان دو رهبر حزب وحدت مردم واسلامی که نفوذ مردمی وتوان سیاسی بیشتری دارد به مثابه تضمین روند کار کمسیون خاطرجمعی بیشتری ایجاد می کرد.
آنچه مهم است این است که وقتی در جلسات کمسیون کار به مرحله عملی ومرز تعیین کاندیدا ها می رسید عده ای با تردستی و حیله ها وبهانه های ناموجه ،که امروز ناوقت شده در جلسه بعدی تصیمیم گرفته شود ، مانع انجام کارمی گردید و زرنگانه وقت کشی می کرد . رهبراین جماعت اقای سید رحمت الله مرتضوی بود . مرتضوی که فعلا رییس مجمع جهانی اهل البیت شاخه افغانستان است ، چهره شناخته شده ای است که نیاز به معرفی ندارد. سابقه سیاسی و عملکردهایش در دوران جهاد ومقاومت ونقش او در حوادث ووقایع دو دهه اخیر روشن است . روز های اخر مهلت قانونی انصراف کاندیدا ن بود و فرصت ها از دست می رفت ، هم کاندیدا ها سردر گم بودند و هم ان عده از اعضای کمسیون که صادقانه و بی خبر از توطیه وبرنامه پشت پرده اقایان فعالیت می کردند. وسرانجام در اخرین فرصتهای کناره گیری وانصراف کاندیداها و واپسین جلسه این کمسیون که بعد از جلسات متعدد به نتیجه گیری نهایی می رسید یک باره اقای مرتضوی رای نهایی ومقصد اصلی خویش را بیان کرده و آب پاک روی دست همه ریخت .
استدلال سیدهم ظاهرا موجه ومنطقی بود: (( او برادر ما چه حق داریم مردم را از حق شان محروم کنیم ؟!! شرعاو قانونا همه کسانی که ثبت نام کرده اند حق دارند رای بگیرند. ))
بلی ، به همین سادگی کمسیون از هم پاشید و کسی حتی نگفت جناب مرتضوی در چندین جلسه کمسیون به حیث یک عضو مهم شرکت داشتید و این همه گفتگو وبحث انجام شد تا حالا این کشف حق به ذهن مبارک تان نرسیده بود؟
بلی، دور دموکراسی و عهد مردم سالاری است همه طبق قانون حق دارند نامزد شوند و رای بگیرند و کسی هم حق ندارد مردم را از حقوق مدنی شان محروم سازد. ولی ایتلاف ، انصراف به نفع یک کاندید دیگر ، کناره گیری به خاطر مصالح بزرگتر ومهمتر هم حق مردم است . هیچ کسی نمی تواند به زور وفشار کسی را وادار به کناره گیری یا انصراف از حق مشروع وقانونی شان کند ولی این حق هم برای همه محفوظ است تا ازنامزد ها بخواهند به خاطر راه یابی افراد اصلح ، تمرکز رای یا بالا بردن توان رقابت شان ، تعداد شان را کم کنند. انگاه این بستگی به نامزد ها دارد که منافع شخصی خویش را برمی گزیند یا مصالح موکلین خویش را .
به هر حال کمسیون به شکست انجامید ، ویک بار دیگر چیرگی یا دست کم نفوذ یک قشر خاص را بر نبض سیاسی جامعه هزاره اشکار کرد، قشری که همیشه با بند بازی و زد بند ها از بستر مردمی جامعه هزاره امتیاز سیاسی به دست اورده وهمواره هزاره ها را در پای منافع قشری خود ذبح شرعی کرده اند .
اقایان که همیشه با زدو بند امتیاز گرفته اند به خوبی وزن وجایگاه خودرا در درون توده مردم می دانند. اقای مرتضوی به خوبی واقف است که اگراز تعدد کاندیداها کم شود و افراد صالح و شایسته در میدان بماند ، ارای مردم مانند اینه وزن وموقف حضرات را نشان خواهد داد.
به خاطر همین است که همقطاران اقای مرتضوی به عده ای پول دادند تا خودرا کاندید پارلمان یا شورای ولایتی کنند . یکی از همین کاندیدا ها در برابر خواست جدی مردم بهسود برای کم کردن تعداد نامزد ها گفت : بروید اقای انوری را راضی کنید من کنار می روم .
من واقعا از اقای مرتضوی گله ندارم ، او نقش ومسولیت تاریخی خویش را مطابق منافع قومی وقشری خود انجام می دهد . انچه تا سف اوراست این است که چرا مردم هزاره در حساس ترین مسایل سرنوشت ساز خویش کسانی را سهم می دهند که از پشت وپهلو خنجر می زند. مگر دردست کم در طول دودهه گذشته کم دیده ایم کسانی را که بادشنه خون الود درکنار ما لبخند تمسخر امیز بر لب دارند؟ اگر گذشته های دور را فراموش کرده ایم دست کم به جریانات یک ونیم دهه اخیربادیده عبرت بنگریم.
هرکه ناموخت از شکست روزگار هیچ ناموزد زهیچ اموز گار
|
|