تبليغاتX
خوشه
 
خوشه
 
 
یاد داشتهایی از یک شهروند کابل
 

اين" جنازه "هنوز فتواي سياسي صادر مي کند

 

 

 

شيخ آصف محسني چهره اشناي  تاريخ معاصر افغانستان است  . زندگي   سياسي او از پيشنمازي واداره امامباره قندهار تا رهبري حزب سياسي نظامي حرکت اسلامي  و تاعضويت وسخنگويي شوراي قيادي دولت مجاهدين و نقش او در حوادث ريزودرشت دهه شصت و هفتاد هجري شمسي و بعد از آن در اثار شماري از  نويسندگان وذهن وضمير اکثر مردم  ثبت شده است .  با ان هم فتواي پارلماني او به نفع جانشين سياسي اش سيد محمد علي جاويد  واد ار کرد تا بار ديگر کارنامه تيره وي را  گذرا مرور کنم .

            واخر دهه پنجاه   عده اي از روحانيون و تحصيلکرده ها حرکت اسلامي رادرا يران تاسيس کردند و از شيخ اصف محسني که در ان زمان در کشور سوريه به سر مي برد دعوت شد تا رهبري ان را به عهده گيرد.  با قرار گرفتن محسني در راس اين جريان تازه تشکيل  ، نوعي تقسيم وظايف غير رسمي  در حرکت اسلامي نمودار گرديد ؛ شيعيان  عمدتا سادات وقزلباش و قندهاري  با موقعيت هاي بالاي تشکيلاتي  اداره دفاتر سازماني  ونمايندگي هاي حرکت اسلامي در داخل وخارج  را قبضه کردند و هزاره ها در کارهاي ساده اداري به خدمت گرفته شدند يا براي سربازي به   پايگاه هاي نظامي سوق گرديدند.   اين سيستم ناعادلانه تشکيلاتي ، و آن عملکردها ،اظهارات و گفته هاي  محسني که از سر نفرت نسبت به هزاره ها در مجالس ومحافل خصوصي ابراز مي شد ، تعدادي از پيروان را به ماهيت جناب رهبر اگاه ساخته، دلسرد نمود  .جمعي  نه تنها از حرکت اسلامي بريدند که به شد ت عليه ان موضع گرفتند ؛ شماري  از اين جماعت به فتواي  ايت الله  از شرعه  شرطه الخميس جام مرگ نوشيدند  و عده اي از ترس شرطه شيخ خاموش نشستند و لب از اعتراض انتقاد وحتي شکوه  فرو بستند.  به رغم  اين همه ،شيادي ورياکاري بي مانند محسني و استعداد شگرف او در ظاهر سازي  وعوام فريبي تا اواسط دهه شصت توانسته بود خلق عظيمي از هزاره ها را به دنبال خود  بکشاند .

 درهزاره جات و کابل مردم متدين ومذهبي اي که محسني را ازوراي تبليغات گزاف  حزبي اش  مي شناختند ، شيفته وشيداي اوماندند  ،  سرمايه داران هزاره از امارات وکويت و  کابل ومزار پول وامکانات  شان را جهت حمايت از جبهات جهاد براي او مي فرستادند و در هزار جات وشمال مردم باکمک مالي و انساني رقم ونمبر پايگاه هاي حرکت اسلامي را بالا مي بردند و بسيار  جوانان هزاره با صداقت وايثار تمام در عمليات هاي جنگي ضد روسي به نام حرکت اسلامي شرکت مي کردند وشماري با فداکاري ودليري تحت عنوان چريک هاي شهري حرکت اسلامي به شکار افسران ومقامات دولتي و روسي وگاهي شخصيت ها ي اجتماعي و متنفذ هزاره  مي پرداختند و... همه اين فداکاري ها وايثار و از خودگذشتگي ها موقعيت سياسي وشهرت وافتخار براي اقاي محسني و جماعت عافيت طلب پيرامون اش کمايي مي کرد وبر ثروت ومکنت اش مي افزود ورقم شماره حساب اورا دربانکهاي سويس وکويت وسوريه وپاکستان بالا مي برد. حتي رسوايي جنسي  شيخ شياد شهوت ران چندان از نفوذ وي نمي کاست . 

 اگاهان جامعه هزاره که از تاثير زيانبار   اين پديده مضره بر جامعه  خود اگاه بودند، باور داشتند که  زد وبندهاي اين بند باز سياسي با سازمان هاي اطلاعاتي ايران وپاکستان، جايگاه حوزوي وروابط خاصه   اين ايت الله هفت خط بابرخي مراجع مذهبي ،  ذخيره پولي او در بانکهاي خارجي ، تباني او با احزاب متعصب  اتحاد هفتگانه مقيم پشاور جهت تضعيف جريان هاي سياسي هزاره  و يکدستي حلقه زيرک وهمسود شبکه سادات شيعه  در تشکيلات حزبي حرکت زمينه ايفاي نقش تخريبي در جامعه هزاره را براي وي تضمين مي نمايد .

روشنفکران هزاره تمام اميد شان را به اگاهي مردم شان بسته بودند، ان ها ارزوي روزي را در سر مي پروراندند که پيروان ساده ومريدان صادق محسني  از ماهيت اين  شيخ شياد شيطان صفت  باخبر شوند وشيطنت ها وشگرد هاي اورا بشناسند وازدام فتنه وفريب او رهايي يابند . چون دران شرايط هر گونه افشاگري بر عليه او به منزله تبليغات از سر تعصب گروهي تلقي مي گرديدو مي توانست شرار شعله هاي نفاقي را با لا برد که هيزمش خود مردم بود . ومسلما محسني در حرمسراي قم ، کاخ  اسلام اباد يا عشرتکده دوبي خود  اسوده غنوده وبه ريش مردم مي خنديد .   

گذشت زمان و بروز تحولات بزرگ سياسي   هرکدام نقش خوبي در معرفي وافشاي ماهيت  محسني داشت  ، وقتي با اعلان کابينه  راولپندي وسپس تشکيل   دولت موقت روند  انحصار دوباره قدرت سياسي اينده افغانستان اشکار شد ، هزارها مصمم شدندتا  توان سياسي و نظامي خودرا براي دفاع از حقوق سياسي خود متمرکز کنتد . تشکيل حزب وحد ت اسلامي وانحلال گروههاي متعدد با استقبال فوق العاده مردم هزاره همراه بود ، در ان شرايط ضرورت  انحلال حزب حرکت چون ديگر احزاب منحله   به سود وحدت همگاني و رهايي از نفاق و جنگهاي داخلي ، احساس مي شد اما اين شيخ عشرت طلب   نه تنها تسليم منافع مردم نشد که به پيشاور رفته، وعده کمک گرفت تا ازدرون،  حزب نوپاي وحدت اسلامي را متلاشي کند. فعاليت هاي سياسي نظامي  باند محسني  درجلوگيري ازاقتدار حزب وحدت اسلامي تا مرز ترور افرادي چون صادقي نيلي پيش رفت . فرار از وحدتي که  براي تحققش،  شعار اداي هزار رکعت نماز در خانه کعبه  را سرداده بود ، عده زياد از مجاهدين حرکت اسلامي ومردم را  با چهره واقعي او اشنا ساخت .

در استانه سقوط دولت نجيب در مذاکرات پيشاور براي  تشکيل دولت مجاهدين که دوباره هزاره ها از ساختار سياسي محذوف ماندند  محسني در مصاحبه خود حق حزبي اش را تامين شده اعلان کرد و بعد از تسلط مجاهدين بر کابل ،    سيد محمد علي جاويد  در برابر واگذاري وزارت امنيت ملي به حزب وحدت که در سايه مذاکره با صبغت الله مجددي رييس دولت وقت مجاهدين به دست امده بود مخالفت  نمود وکوشش هاي  محسني در شوراي قيادي براي انحلال اين  وزارت ثمر داد و سبب شد که  روابط دولت وحزب وحدت بحراني باقي بماند.

هنگامي که اتحاد سياف با حمايت و پشتيباني شوراي نظار جنگ را بر غرب کابل تحميل کرد، محسني همچنان د رکنارهمپيمانانش ماند وبه تاييد وتقويت انان  پرداخت . همانقدر که مقام  وقيمتش  نزد قاتلان مردم هزاره بالا ميرفت، از موقعيت و نفوذش بين هزاره ها کاسته ميشد .  سرپيچي  سنگرداران حرکت اسلامي از دستور شيخ اصف که  مبني بر بي طرفي در برابر تجاوز  نظامي واتشباري اتحاد سياف بود،بيش از پيش  معرفت مجاهدين حرکت اسلامي را به ماهيت وي نشان ميداد ، انها نمي توانستند کشتار مردم  و سوزاندن خانه هاي شان را با سکوت نظاره کنند. که درنتيجه  فاصله  جدايي اجتناب ناپذير  ميان هزاره ها و شيخ اصف محسني بيشترگرديد  . واز همانجا بود که نويسندگان هم به افشاي ماهيت شيخ اصف پرداختند،   ديگر مصلحتي  نمانده بود که مانع  افشاگري نويسندگان گردد . افسرده خاطر در کتاب " نبرد هزاره ها در کابل "   ارزش کشف نقاب ريا ونيرنگ از چهره شيخ اصف براي هزاره ها  را مهمتر از کشف ميکرب براي جامعه بشري خواند و انتشار مقالاتي چون " محسني انگل خون براي خيانت "   حقايق زيادي را برملا کرد.

گمان مي رفت با اگاهي مردم ،  براي هميشه سايه   اين جغد شوم از بام سياست  محو گردد ، که  اين خوشبيني در نوشته اي تحت عنوان " محسني را دفن کنيد ورنه مي پوسد " انعکاس يافته است. 

در زمان   تسلط نظامي طالبان وديگر ملاهاي قندهار بر کابل و بخشي از  کشور ، شيخ اصف  با مواضع چند پهلو و روابط مرموز با همشهري يک چشمش ، با احمقانه خواند ن جنگ ومقاومت بر ضد  طالبان  به درس ومدرسه روي اورد و در انتظار  سلطه طالبان  بر کل کشور وبه آرزوي حضور در ارگ کابل  وکسب توفيق ثناخواني ومداحي اميرالمومنين سپري کرد.

پس از طالبان  وپيش امد شرايط متفاوت  ،   محسني اميد داشت ساختار قدرت که بين مجاهدين و تکنوکرات هاو سلطنت طلبان تقسيم خواهد شد سهمي داشته باشد . چون او هم با باباي فرسوده ملت  اشنايي وروابط ديرين داشت وهم يار غار رباني و سياف بود .  با دعاو ثناي که در مراسم تحويل قدرت ولوي جرگه اضطراري  انجام داد وبا مدحي که از کرزي به عمل اورد کوشيد تا دل جماعت تازه وارد را هم به دست اورد ، ولي گويا ديگر چرخ بر مراد شيخ نمي چرخيد . 

در تصويب قانون اساسي بسيار کوشيد با الگوگيري از شوراي نگهبان قانون اساسي در ايران براي خود و همکاسه هايش مسندي توليد کند، اما اين ترفند هم قبول نيفتاد.  محسني دوباره تمام هم خود را متوجه ايجاد پايگاه اجتماعي در بين هزاره ها ساخت، اما اين بار سازمان سياسي نظامي  حرکت اسلامي را در قالب شوراي علما پي ريخت . بعد از تصويب قانون اساسي جديد در شصت مسجد  کابل ملا امامان را فريب  داد تا جار بزندکه  رسميت مذهب جعفري نتيجه تلاشهاي او بوده است وبا اين گونه تحرکات ،  فعاليت هاي مذهبي اش را بيشتر کردتا  هم روپوشي بر گذشته سياه سياسي اش بکشد و هم براحتي بتواند مليون ها دلار از مجتهدين قم ونجف به بهانه ايجاد حوزه علميه بدست  اورد  . 

گرچه  به بهانه کهولت سن وفعاليت هاي ديني وفرهنگي از رهبري حرکت اسلامي استعفا داد  از فعاليت هاي سياسي ظاهرا کنار کشيد و برخي از روشنفکران هزاره آ ن را " مرگ سياسي شيخ اصف " عنوان کردند ، اما تصوير بالا نشان مي دهد که اين " جنازه هنوز هم فتواي سياسي مبني بر حمايت از خاينيني چون سيد جاويد وسيدعالمي بلخي در انتخابات پارلماني صادر مي  کند"  .

 


 

عکس بالا تصویر فتوای محسنی در پاسخ به استفتای یکی از مریدان وی است  متن استفتا و فتوای شیخ چنین است:

سوال:

محضر مبارک فقیه عالیقدر ودانشمند بزرگ  حضرت ایت الله محمد اصف محسنی ( دامت برکاته )

صحت وسلامتی آن جناب را از درگاه ایزد متعال خواستاریم .

به عرض جناب عالی رسانده می شود که تعداد زیادی خود را برای مجلس ولسی جرگه در ولایت بلخ کاندید کرده اند که کثرت فوق العاده کاندیدا ها باعث تشویش وسردرگمی ما شده است لذا از جناب عالی که یک عالم بزرگ وخیرخواه ملت هستید سوال می کنیم که ما به کدام یک از  کاندیداها رای بدهیم .

جواب :

بسم الله الرحمن الرحیم

اینجانب اقای سید محمد علی جاوید( دامت توفیقاته ) را می شناسم ایشان شخص دانشمند و کاردان ولایق وبا تدبیر ودارای سوابق وظایف مهم دولتی می باشند ومناسب است که مردم متدین ولایت بلخ به ایشان رای بدهند و توفیق ایشان را درولسی جرگه برای خدمت به کشور وملت مسلمان خصوصا درخدمت به مسلمانان محترم  بلخ از خداوند متعال خواهانم .

9/5/84

 محمد آصف محسنی

 محسنی فتوای مشابهی د رحمایت از سید حسین عالمی بلخی که خودرا ازکابل برای ولسی جرگه کاندید کرده است، صادر نموده  .

 

 |+| نوشته شده در  یکشنبه 30 مرداد1384ساعت   توسط میرخوش  | 

    

مدتی این مثنوی تاخیر شد

 

نوشته زیر نگاهی است به سرنوشت کمسیون مردمی که برای کاستن از تعداد نامزدها ی پارلمانی، از طرف مردم هزاره کابل تشکیل شده بود. این مطالب  را چندی پیش نگاشته بودم اما وقفه ای که در به روز رسانی وبلاگ به خاطر مسافرت  و دسترسی نداشتن به انترنت  ایجاد شد ، نتوانستم  در تار نما ثبت کنم .  از دوستان گرامی وخوانندگان تارنمای خوشه به خاطر این تاخیر وغیبت یک ماهه پوزش می خواهم .

 

تاریخ افغانستان مشحون از حکومت های استبدادی وخودکامه است واین کشور سیاه ترین و مستبد ترین و جنایت کار ترین حاکمان را در چنته تجربیات تاریخی خود دارد .  وقتی واپسین وموفق ترین  فصل مبارزات عدالتخواهی با استقرار سیاه ترین استبداد تاریخی در کشور رو به پایان تصور می شد ، پروسه ای که با حمایت جامعه جهانی بر مبنای" توافق  نامه بن"  اغاز گردید ، امید به اغاز فصل جدیدی در تاریخ افغانستان را زنده کرد. فصلی که به عمر تاریخی حکومت های توتالیتر نقطه پایان گذاشته شده  و مردم د ر اداره سیاسی کشور و  تعیین مقدرات وسرنوشت شان سهم داشته باشند. اقوام محروم کشور که رنج حکومت های جابرانه را تا سرحد قتل عام  وازدست دادن سرزمین و ویرانی خانه های شان تجربه کرده است بیشتر از این پروسه خشنود بودند.

  بر اساس این موافقت نامه انتخابات پارلمانی بعد از پایان دوره انتقالی همزمان با انتخاب رییس جمهور کشور در نظر گرفته شده است- بگذریم از اینکه دلایل تاخیر انتخابات پارلمانی موجه  و بهانه های انجام این کار معقول بود یانه؟-  انتخابات ریاست جمهوری به کیفیتی که میدانید انجام شد . تجربه انتخابات ریاست جمهوری وروند حرکت به سوی باز تولید استبدا د وانحصار قدرت که  ناشی از نهادینگی فرهنگ ریشه دار استبدادی  در کشور ماست  نیروها وسازمان  های معطوف به جریان عدالتخواهی را  نسبت به انتخابات پارلمانی حساس تر کرد . جامعه هزاره که در این کشور بیش از دیگران قربانی استبداد بوده و بیش از یک صد سال مبارزه مستمر برای استقرار عدالت به حیث کانون جریان عدالت خواهی عمل کرده   و بهترین فرزندانش  در این را ه نصیب  سیاه چاله ها ی زندان  ، چوبه دار یا جوخه اعدام شده است، طبیعی است که  بیش از دیگر عدالتخواهان نسبت به باز گشت استبداد حساس ونگران باشد.

در شرایطی که مراجع اصلی تصمیم گیری ، منابع وامکانات نامحدود دولتی و مدیریت اجرایی انتخابات  تحت اراده واختیار کسانی است که با میل مفرط برای باز گرداندن حکومت تک قومی و به حاشیه راندن اکثریت پراکنده اقوام دیگر ،در این سه سال واندی گذشته کوشیده ومی کوشد . سازکارهای کار امدی چون سهمیه بندی ولایات بر مبنای امار غیر دقیق ، سهمیه غیر عادلانه برای کوچیها ، دوسیه سازی و راه اندازی جنگ روانی و ایراد اتهام های بی اساس مبنی بر در اختیار داشتن نیروی نظامی وسلاح  به کسانی که حتی یک روز هم نظامی گری نکرده است و دیگر ترفند های رنگارنگ به کار گرفته شد تا از حضور موثر نمایندگان اقوام محروم در پارلمان اینده جلوگیری شود.  با همه این شرایط احزاب سیاسی و روشنفکران اقوام محروم کشور همت شان را برا ین قرار دادند که بتواند ترکیبی را در پارلمان اینده کشور ایجاد کند که از  دموکراسی موعود د رپناه حمایت جامعه جهانی در برابر استبداد تاریخی حفاظت و حد اقل حقوق سیاسی اجتماعی شان را در اینده تامین کند .

یکی از عواملی که می تواند مانع راه یابی نمایندگان اقوام محروم کشور به پارلمان وشوراهای ولایتی گردد  تعدد وزیاد بودن شمار نامزدها است . در این مورد جامعه هزاره بیشتر از دیگر اقوام آسیب پذیر تر است ، چون تقسیمات اداری ظالمانه گذشته دقیقا به همین هدف انجام شده و هر بخشی از پیکره سرزمین ومردم هزارجات را پارچه پارچه ساخته  است . به جزولایت بامیان و ولایت جدید التاسیس دایکندی دیگر ولسوالی های هزاره نشین به گونه ای به ولایات دیگر  پیوند خورده است که اگر ارای  آنان تمرکز نیابد و به خاطر کثرت نامزدها شکسته شود، برندگی  نمایندگان در رقابت انتخاباتی را   دشوار ودر مواردی غیرممکن  ساخته است  . پیش بینی وضعیت دشوار رقابت  با توجه به کثرت کاندیدا ، سرزبان خاص وعام افتاد وهمه نگرانی شان را از وضع موجود ابراز می کردند. فشار افکار عمومی بیشتر متوجه رهبران احزاب منتسب به هزاره ها بود  ، مردم امید وار بودند تا رهبران احزاب که بیشتر کاندیداها  وابسته یا اعضای احزاب هستند به خاطر تا مین منافع مردم  از شمار نامزدهای خود بکاهند  تا از این حد اقل امکان باقی ماند ه استفاده مطلوب به عمل اید و تعدادی بیشتری از نمایندگان شانس راه یابی به پارلمان داشته باشد.  

 در اوج این نگرانی ها در جلسه ای  که به دعوت استاد خلیلی در دفتر شان برگزار شد ، اکثر رجال سیاسی ، روشنفکران ، روحانیون سرشناس وجمعی از متنفذین قومی شرکت کرده بودند . شاید ملاحظات سیاسی  رهبر حزب وحدت راواداشته بود  که نشست را عنوان مهمانی دوستانه حزبی بگذارد ، اما سخنرانی های که انجام شد همه حول محور انتخابات پارلمانی خصوصا نگرانی ازتعداد زیاد کاندیدا ها بوده است. این جلسات د رقالب مهمانی در منزل استاد محقق ، داکتر سمر ، سید مصطفی کاظمی و سید حسین انوری وسید محمد علی جاوید نیز برگزار شد . و ازدل ان کمسیونی برا مد که ریاست ان را حاجی سلیمان یاری به عهده داشت وعده ای دیگر از جمله اقای سید رحمت الله مرتضوی دران کمسیون بودند.

جلسات کمسیون بی وقفه  برگزار می گردید  و ظاهرا به هدف خود نزدیک می شد . مبنای کار کمسیون صلاحیت وشایستگی سیاسی واهلیت وتوان علمی  کاندیدا ها و میزان نفوذ انان در بین مردم و امکان پیروزی انان د ررقابت انتخاباتی قرار گرفته بود . جهت رعایت توازن و رعایت حقوق نسبی همه میان کاندیدان مستقل وحزبی سهمیه بندی در نظر گرفته شد ه بود،هرحزب حد اکثر سه کاندید .

در خلال جریان کار کمسیون  تقریبا هیچ نامزدی با فلسفه تشکیل کمسیون و ونتیجه فیصله ان مخالفت نکرد  ، اگر کسی  یا حزبی هم در دل رضایت نداشت به خاطر افکارعامه  وملاحظه خواست عمومی به فیصله نهایی کمسیون گردن نهاد ه بود. شرکت نمایندگان دو رهبر حزب وحدت مردم واسلامی که نفوذ مردمی وتوان سیاسی بیشتری دارد به مثابه تضمین روند کار کمسیون  خاطرجمعی بیشتری ایجاد می کرد.

آنچه مهم است این است که وقتی در جلسات کمسیون کار به مرحله عملی ومرز تعیین کاندیدا ها می رسید عده ای با تردستی و حیله ها وبهانه های  ناموجه ،که امروز ناوقت شده  در جلسه بعدی تصیمیم گرفته شود ،  مانع انجام کارمی گردید  و زرنگانه وقت کشی می کرد . رهبراین جماعت اقای سید رحمت الله مرتضوی  بود . مرتضوی  که فعلا رییس مجمع جهانی  اهل البیت شاخه افغانستان است ، چهره شناخته شده ای است که نیاز به معرفی ندارد. سابقه سیاسی و عملکردهایش در دوران جهاد ومقاومت ونقش او در حوادث ووقایع دو دهه اخیر روشن است . روز های اخر مهلت قانونی  انصراف کاندیدا ن  بود و فرصت ها از دست می رفت ، هم کاندیدا ها سردر گم بودند و هم ان عده از اعضای کمسیون که صادقانه و بی خبر از توطیه وبرنامه پشت پرده اقایان فعالیت می کردند. وسرانجام در اخرین فرصتهای  کناره گیری وانصراف کاندیداها و واپسین جلسه این کمسیون که بعد از جلسات متعدد به نتیجه گیری نهایی می رسید  یک باره اقای مرتضوی رای نهایی ومقصد اصلی خویش را بیان کرده و آب پاک روی دست همه ریخت .

استدلال سیدهم  ظاهرا موجه ومنطقی بود: ((  او برادر ما چه حق داریم مردم را از حق شان محروم کنیم ؟!! شرعاو قانونا همه کسانی که ثبت نام کرده اند حق دارند رای بگیرند. ))

بلی ، به همین سادگی کمسیون از هم پاشید و کسی حتی نگفت  جناب مرتضوی در چندین جلسه کمسیون به حیث یک عضو مهم شرکت داشتید و این همه گفتگو وبحث انجام شد تا حالا این کشف حق به ذهن مبارک تان نرسیده بود؟

بلی، دور دموکراسی و عهد مردم سالاری است همه طبق قانون حق دارند نامزد شوند و رای بگیرند و کسی هم حق ندارد مردم را از حقوق مدنی شان محروم سازد. ولی ایتلاف ، انصراف به نفع یک کاندید دیگر ، کناره گیری به خاطر مصالح بزرگتر ومهمتر هم حق مردم است . هیچ کسی نمی تواند به زور وفشار کسی را وادار به کناره گیری یا انصراف از حق مشروع وقانونی شان کند ولی این حق هم برای همه محفوظ است تا ازنامزد ها بخواهند به خاطر راه یابی افراد اصلح ، تمرکز رای یا بالا بردن توان  رقابت شان ، تعداد شان را کم کنند. انگاه این بستگی به نامزد ها دارد که  منافع  شخصی خویش را برمی گزیند یا مصالح موکلین خویش را .

به هر حال کمسیون به شکست انجامید ، ویک بار دیگر چیرگی یا دست کم نفوذ یک   قشر خاص را بر نبض سیاسی جامعه هزاره  اشکار کرد، قشری که همیشه با بند بازی و زد بند ها از بستر مردمی جامعه هزاره  امتیاز سیاسی به دست اورده  وهمواره   هزاره ها را در پای منافع قشری خود ذبح شرعی کرده اند .

اقایان که همیشه با زدو بند امتیاز گرفته اند  به خوبی وزن وجایگاه خودرا در درون توده مردم می دانند. اقای مرتضوی به خوبی واقف است که اگراز تعدد کاندیداها کم شود و افراد صالح و شایسته در میدان بماند ، ارای مردم مانند اینه وزن وموقف حضرات را نشان خواهد داد.

به خاطر همین است که همقطاران اقای مرتضوی به عده ای پول دادند تا خودرا کاندید پارلمان یا شورای ولایتی کنند . یکی از همین کاندیدا ها در برابر خواست جدی مردم بهسود برای کم کردن تعداد نامزد ها گفت :  بروید اقای انوری را راضی کنید من کنار می روم .

من واقعا از اقای مرتضوی گله ندارم ، او نقش ومسولیت تاریخی خویش را مطابق منافع قومی وقشری خود انجام می دهد . انچه تا سف اوراست این است که چرا مردم هزاره  در حساس ترین مسایل سرنوشت ساز خویش کسانی را سهم می دهند که  از پشت وپهلو خنجر می زند. مگر دردست کم در طول دودهه گذشته کم دیده ایم کسانی را که بادشنه خون الود درکنار ما لبخند تمسخر امیز بر لب دارند؟  اگر گذشته های دور را  فراموش کرده ایم  دست کم  به جریانات یک ونیم دهه اخیربادیده عبرت بنگریم. 

      

          هرکه ناموخت از شکست روزگار     هیچ ناموزد زهیچ اموز گار

 

 |+| نوشته شده در  شنبه 22 مرداد1384ساعت   توسط میرخوش  | 
 
  بالا